۳۴ سال پیش، این شاهکار کرت راسل یه دنباله داستانی گرفت که بیشتر طرفدارا ازش بیخبرن
کمتر مفهومی ترسناکتر از اینه که بفهمی آدمی که بهش اعتماد داری و حتی دوستش داری، اون کسی نیست که میگه هست، و فیلم «موجود» (The Thing) یکی از استادانهترین و عمیقاً آزاردهندهترین نمایشهای سینما از این تمه. این تریلر علمی-تخیلی سال ۱۹۸۲ جان کارپنتر که بر اساس داستان کوتاه «کی اونجا میره؟» از جان دبلیو. کمپبل جونیور ساخته شده، کرت راسل رو تو نقش یکی از اعضای یه تیم تحقیقاتی نشون میده که پایگاهشون تو قطب جنوب توسط یه موجود فرازمینی که میتونه کاملاً هر موجود زندهای رو تقلید کنه، تسخیر میشه و باعث میشه این مردا شک کنن که کدومشون هنوز آدمه. با اینکه الان یکی از بزرگترین فیلمای ترسناک تاریخ به حساب میاد، ولی سالها طول کشید تا این فیلم به عنوان یه کلاسیک شناخته بشه، چون موقع اکرانش یه شکست بزرگ تو گیشه بود و منتقدها هم اون رو به عنوان یه فیلم هیولایی بیارزش حسابی کوبیدن.
با این حال، «موجود» انگار روی نویسنده چاک فارر و هنرمند جان بی. هیگینز تأثیر گذاشته بود، چون اونا سعی کردن داستان این فیلم کالت محبوب رو با مینیسریال کمیک بوکیشون، «موجود از دنیایی دیگر»، ادامه بدن. این داستان دو قسمتی که توسط دارک هورس کامیکس تو سال ۱۹۹۱ منتشر شد، عمیقتر وارد داستان این موجود تغییرشکلدهنده میشه و سعی میکونه بعضی از رازهایی رو که فیلم اصلی بیپاسخ گذاشته بود، حل کنه (حالا اینکه اصلاً لازم بود جواب داده بشن یا نه، یه بحث دیگهست). اما، خیلی شبیه خود فیلمی که الهامبخش این کمیک بود، این کمیک هم تو دهههای بعد از انتشارش، تا حد زیادی بین تماشاچیهای عام ناشناخته باقی مونده.
«موجود از دنیایی دیگر» از جایی که «موجود» تموم شد، شروع میشه
آخر فیلم «موجود»، قهرمان شعلهافکنبهدست کرت راسل، یعنی خلبان هلیکوپتر آر.جی. مکریدی، انگار با منفجر کردن پایگاه ۳۱ و تبدیل کردنش به یه ویرانه در حال دود کردن، اون موجود رو شکست داده، ولی وقتی مکانیک ارشد گمشده، یعنی چایلدز (با بازی کیت دیوید)، یهویی پیداش میشه، دیگه مطمئن نیست که کارش رو تموم کرده یا نه.
در حالی که هر کدومشون مطمئن نیستن که میتونن به اون یکی اعتماد کنن که هنوز آدمه یا نه، و بدون هیچ راهی برای پیدا کردن پناهگاه یا درخواست کمک، مکریدی و چایلدز تصمیم میگیرن همونجا بشینن، یه بطری ویسکی رو با هم شریک بشن و فقط «ببینن چی میشه». با اینکه خیلی از عاشقای سینما معتقدن این لحظه پایانی تلخ و مبهم «موجود» یه راه عالی برای تموم کردن داستانه، ولی هر کی که کنجکاو بود «چی میشه»، به آرزوش رسید.
احتمالاً برای اینکه با اون شخصیت بزرگ و نارنجی مارول کامیکس قاطی نشه، دنباله کمیک بوکی «موجود» اسمش «موجود از دنیایی دیگر» هست، که عنوانش رو از فیلم علمی-تخیلی سال ۱۹۵۱ که فیلم جان کارپنتر به عنوان یه بازسازی آزاد ازش یاد میشه، قرض گرفته. تو این کمیک، مکریدی به طور معجزهآسایی توسط یه کشتی شکار نهنگ ژاپنی نجات پیدا میکونه، ولی دوباره به پایگاه ۳۱ برمیگرده (با یه هلیکوپتری که خوشبختانه رو کشتی پیدا میکونه) تا کاملاً مطمئن بشه که تک تک بقایای اون موجود حیلهگر که نزدیک بود نابودش کنه رو از بین برده. تا اینکه سر و کله یه گروه از نیروی دریایی پیدا میشه که نمیدونن با این صحنههای عجیبی که جلوشونه چیکار کنن و این باعث میشه یه موقعیت اضطراری دیگه به وجود بیاد که نه تنها آدم رو در برابر هیولا، بلکه آدم رو در برابر آدم قرار میده.
«موجود از دنیایی دیگر» داستان رو به سمت اکشن میبره
با اینکه جلوههای ویژه هیولای فیلم بدون شک یه نقطه برجسته و ضروریه (بعداً بیشتر در موردش حرف میزنیم)، ولی «موجود» اغلب با فیلمای ترسناکی مقایسه میشه که تنش رو به خون و خونریزی ترجیح میدن. تو بهترین حالتش، این فیلم هیولایی یه تریلر تعلیقی آرومه با تمهای وهمآور پارانویا که اگه آگاتا کریستی به ساختن یکی از ضدقهرماناش به عنوان یه بازدیدکننده از یه سیاره دیگه علاقه داشت، میتونست بنویسدش.
اما، ادامه کمیک بوکیش تصمیم میگیره دنده رو از یه چیز بیشتر ترسناکمحور به یه ژانر دیگه که اغلب با علمی-تخیلی قاطی میشه، عوض کنه. شبیه به تغییر لحن بین فیلم اصلی و وهمآور «بیگانه» ریدلی اسکات از سال ۱۹۷۹ و هیجانهای جنگی پرسرعت دنبالهش یعنی «بیگانگان» جیمز کامرون از سال ۱۹۸۶، «موجود از دنیایی دیگر» مفهوم معمای ترسناک جان کارپنتر رو برمیداره و اساساً ازش یه فیلم اکشن میسازه.
شخصیتای فیلم اصلی تصمیمای خیلی حسابشدهای برای زنده موندن در برابر اون موجود حیلهگر میگرفتن، در حالی که نیروی دریایی که با مکریدی روبرو میشن، با وجود همه هشدارهای اون درباره این موجود، معمولاً اول شلیک میکنن و بعداً سوال میپرسن. البته، این خشونت به یه سری تصاویر چشمگیر، به لطف هنر زیبای جان بی. هیگینز، منجر میشه.
«موجود از دنیایی دیگر» الهامبخش چندین دنباله شد
«موجود از دنیایی دیگر» هم مثل فیلم اصلی، به یه شکل مبهمی تموم میشه، با یه تصویر نهایی از مکریدی خستهای که داره از سرما یخ میزنه و مطمئن نیست که آیا اون موجود هنوزم آزاده یا نه. اما، این فقط شروع ادامه داستان «موجود» توسط دارک هورس به شکل کمیک بوک بود.
بعد از اون، یه دنباله مستقیم چهار قسمتی از نویسنده جان آرکودی و هنرمند جیم دبلیو. سامرویل، با زیرنویس «اقلیم ترس»، اومد که داستان رو به جنگلهای آرژانتین میبره. دیو دِوریس و پل گلاسی برای «موجود از دنیایی دیگر: عهدهای ابدی» کار رو به دست گرفتن، یه داستان عاشقانه تراژیک چهار قسمتی که تو نیوزلند اتفاق میفته و تعقیب اون موجود توسط مکریدی رو به پایان میرسونه، ولی این آخرین کار این مجموعه برای دارک هورس نبود.
تو سال ۱۹۹۳، این ناشر یه داستان کاملاً جدید از دنیای «موجود» به اسم «موجود از دنیایی دیگر: تحقیقات مشکوک» رو منتشر کرد که به صورت سریالی تو مجموعه کمیک بوک آنتولوژیشون، «دارک هورس کامیکس»، چاپ میشد. این داستان که توسط ادوارد مارتین سوم نوشته شده و تد نیف تصویرسازیش کرده، همه چیز رو به یه مسیر جدید میبره و تصور میکونه که هیچکس از اتفاقات پایگاه ۳۱ جون سالم به در نبرده و یه تیم از دانشمندا بقایای اون موجود رو پیدا میکنن و در نهایت فرآیند جذب و تکثیرش رو سرعت میبخشن.
بعداً تو سال ۲۰۱۱، همون سالی که یونیورسال یه پیشدرآمد سینمایی برای «موجود» به همین اسم منتشر کرد، دارک هورس یه پیشدرآمد کمیک بوکی به اسم «موجود: کابوس مرد شمالی» رو منتشر کرد که تو اون یه گروه از وایکینگها به یه روستایی برمیخورن که، در کمال وحشتشون، اون موجود جلوی چشمشون قایم شده.
کمیکهای «موجود» بیشتر به تواناییهای این موجود میپردازن
وقتی درباره فیلمای ترسناکی که جلوههای ویژه عملی فوقالعادهای دارن صحبت میشه، «موجود» اغلب یکی از اولین عنوانهاییه که به ذهن میاد، چون اون شکلهای ترسناکی که این موجود به خودش میگیره—مثل یه معدهای که دندون در میاره تا دستای یه مرد رو گاز بگیره تا یه سر جدا شدهای که مثل عنکبوت پا در میاره—همیشه تأثیرگذار باقی موندن و قطعاً قانعکنندهتر از CGI استفاده شده تو پیشدرآمد سال ۲۰۱۱ هستن. البته، باید قبول کرد که این نوع هنر سینمایی قدیمی محدودیتهایی داره که جلوی کشف بیشتر اون همه تغییرشکلهای ممکن که این موجود میتونه داشته باشه رو میگیره. اینجاست که رسانه مصور کمیک بوک به درد میخوره تا بعضی از جاهای خالی که فیلم اصلی لایو-اکشن باقی گذاشته رو پر کنه.
جایی که «موجود از دنیایی دیگر» و کمیکهای بعدی که تو دنیای شاهکار جان کارپنتر اتفاق میفتن، بیشترین قدرت رو دارن، تو بخش هنریشونه، مخصوصاً وقتی قدرتای ویژه این موجود رو نشون میدن. این تصویرسازیها این ضدقهرمان فرازمینی رو تو انواع شکلها و اندازههای عجیب و غریب نشون میدن، وقتی که سعی نمیکونه با جا زدن خودش به جای یکی از متحدان قابل اعتمادشون، طعمههای انسانیش رو گول بزنه. واقعاً خیلی باحاله که ببینی این موجود فضایی بعدش چه شکلی میشه و ببینی که شکلهایی به خودش میگیره که تو فضای قطبی فیلم اصلی قانعکننده نبودن، مثل وقتی که تو «اقلیم ترس» که تو یه مکان خیلی گرمتر اتفاق میفته، خودش رو به شکل یه گوسفند در میاره.
این کل میراث «موجود» تو رسانه کمیک بوک تا به امروزه. اما، یه داستان دیگه شبیه «کابوس مرد شمالی» که تصور میکونه این موجود فضایی تو یه دوره تاریخی دیگه—مثل دوران الیزابت یا جنگ جهانی دوم—پیداش میشه، قطعاً ایده باحالی به نظر میرسه.
یه اقتباس بازی ویدیویی هم از «موجود» وجود داره، که اون هم به عنوان یه دنباله عمل میکونه و اتفاقاً خیلی هم با استقبال خوبی روبرو شد. حتی مهر تأیید جان کارپنتر رو هم به شکل یه حضور کوتاه از این فیلمساز افسانهای گرفت. اینجور داستانها ثابت میکنن که حتی یه کلاسیک سینمایی که «دستنیافتنی» به حساب میاد هم میتونه الهامبخش آثار هنری ارزشمند بیشتری بشه.